.....رو به تیممون نسبت داده .....ولی از حق نگذریم ..که اس اس ها از اینکه بو بردن قراره اسکن های بنیاد به پرسپولیس سرازیر بشه داره خون خونشونو میخوره ........البته این چیز تازه ای نیست چون خود غمخوار از اعضای هیت مدیره بنیاده و قراره یکی دیگه از افرادی که توی هیت مدیره بنیاد هستن بیاد تو تیم که وقتی مطمئن شدم خبرشو اینجا اعلام میکنم.....
اعلامیه....هرکی این یارو را دید ..هر فعلی که دوست داشت در موردش اجرا کند....حلال است......
اول از همه ..... مخلص ساویولا هم هستیم.....بابا ما دیگه آخر سرعتیم....چیکارکنیم دیگه...ولی جان خودم یه کمی نداشتن حال + مشغله کاری + مشکل عمومی همه ایرونیا .......نمیذاره اون جوری که دوست دارم به اینجا برسم ولی چشم سعی میکنم برم بالای ۸۰ کیلومتر .....
دوم :...بریم سراغ بازی دربی ....که ۲۵ مهر قراره برگزار بشه و در آن روز اس اس همیشه سوراخ باردیگر عمق حفره هایش را بیشتر و بازیکنانش خودشان را فراخ تر خواهند کرد.......
عجب متن ادبی شدها.......
بریم سراغه خبرا:
قراره اگه کولینا جون مبلغ درخواستیش کم باشه ...واسه این بازی بیاد تو آزادی و داورای ما رو سرافراز کنه ...اگر نه احتمالا از داورای کرواسی واسه این بازی دعوت میکنن....آخه آونا ارزونتر حساب میکنن..( لابد واسه اینکه مشتری شیم...
).......خلاصه تا ۳-۴ روز دیگه معلوم میشه...
یه خبر دیگم اینکه سعی میکنم از شنبه.... هرروز آخرین خبرای مربوط به بازی دربی رو تو سایتم بذارم تا شما... حالشو ببرین............
خوب تا بعد....
بلاخره پاییز هم اومد ، روزاش داره یکی یکی میاد و میره ، تو پاییز من همیشه یه حس دیگه دارم ، یه حس غریب ولی دوستداشتنی ، یه حس قشنگ ، یه حس رنگی !
نمی دونید چه لذتی داره که روی برگهای رنگی راه بری و به صداشون گوش کنی ، به نظر من قشنگترن ملودی های دنیا رو می سازن و همزمان انگار دارن حرف می زنن ، آره حرف میزنن از رهگذر هایی که از روشون ، از کنارشون رد میشن با دلی پر از عشق یا قلب از تنفر ، برگها از روی قدمها می فهمن هر کسی که از اونجا رد میشه چه حسی داره اونا دیگه همه قدمها و همه حس ها رو خوب میشناسن سالهاست که هر پاییز منتظر این قدم هستن اونا دیگه می دونن که وقتی دو تا قلب عاشق از روشون رد میشن به هم چی میگن و همزمان اونا با خش خشون ملودی عشق رو می نوازن یا وقتی یه آدم تنها با دلی گرقته از اونجا رد میشه باید آهنگ دلتنگی روبزنن ، اونوقت باد هم با زوزه قشنگ و نسیم ملایمش به کمکشون میاد تا سمفونیشون کامل بشه.
غروب های پاییز هم قشنگه اون زمان که آسمون مثل جعبه مدادرنگی همه رنگه باد آروم می وزه و برگها رو تو هوا می چرخونه اون موقع که چشم ها از شادی برق میزنه اون زمان که نسیم صورت ها رو نوازش میکنه اون موقع که ناخداگاه شبنم از چشم ها جاری میشه اون زمانه که سخت ترین دلها هم تسلیم عشق میشن .
من منتظرم ، منتظر بهترین پاییز زندگیم ، منتظر می مونم تا روزیکه بتونم با خش خش برگ ، زوزه باد و سرخی غروب حرف بزنم ! اون روز پاییزی اونقدر قدرت دارم که به نهایت پرواز کنم.!!!!!
به نقل از:http://ghoroob.blogsky.com