انتقال علیرضا واحدى نیکبخت از استقلال به پرسپولیس، یکى از بمب هاى خبرى فصل نقل و انتقالات اخیر بوده.
میگن:
چند شب قبل از دربى ۶۰ یعنى همان بازى استقلال ـ پرسپولیس (۱۹ اسفند ۸۴) که صفر ـ صفر شد و آرى هان سرمربى ما بود، من به همراه سرمربى تیم و یکى از مسؤولان باشگاه با هماهنگى انصارى فرد، در یک کافى شاپ با واحدى نیکبخت قرار گذاشتیم، او آمد و حدود یکى دو ساعت با هم حرف زدیم و همان شب همه چیز را تمام کردیم و به توافق کامل رسیدیم، حتى او قول داد که دیگر به استقلال و هیچ تیم دیگرى فکر نکند و دیگر همه فکر و ذهنش پرسپولیس باشد. حتى آن شب آرى هان او را نصیحت هایى کرد که تا آمدنش به پرسپولیس به آمادگى کامل برسد. او از ما پول هم مى خواست که یک چک با مبلغ پایین به او دادیم تا ضمانتى براى صحبت هایمان وجود داشته باشد و حتى روى یک کاغذ غیررسمى همه چیز را نوشتیم. همه چیز طبق برنامه مان پیش رفته و بعد از پایان فصل کم کم مذاکراتمان با نیکبخت جدى تر شد، البته در ماه هاى گذشته هم با او ارتباط داشتیم، اما بعد از پایان فصل ماجراى انتقال او را علنى تر کردیم و همه فهمیدند.
آن موقع هم و بعد از اینکه استقلالى ها فهمیدند ماجرا دارد جدى مى شود شروع کردند به مذاکره براى برگرداندن نیکبخت. فتح الله زاده به علیرضا زنگ زده بود و او را به دفتر خودش کشانده بود که او را برگرداند.
نیکبخت هم نامردى نکرده بود و با پشت کردن به همه قول و قرارهایمان به حاجى گفته بود اگر ۷۰ میلیون چک از دسته چک خودتان به من بدهید برمى گردم استقلال اما باشگاه را قبول ندارم و وقتى فتح الله زاده به قریب گفته بود که اگر ۷۰ میلیون چک بدهند نیکبخت برمى گردد، قریب به جاى اینکه به فکر پول جور کردن باشد از طریق یک دوست مشترک به گوش انصارى فرد رسانده بود که نیکبخت با ما مذاکره کرده و به شما پشت کرده بهتر است نگیریدش تا ما حسابش را برسیم اما انصارى فرد اشتباه نکرد و به نیکبخت زنگ زد اما علیرضا تلفن هاى او را جواب نداد تا یکى دو روز بعد که از استقلالى ها خبرى نشد خودش به مدیرعامل ما زنگ زد و بعد شرایط همانطور پیش رفت که همه دیدند و او با ما بست.