چون قدم بر خاک خونین داشتی بذر غیرت در زمین می کاشتی
زهر عشق حق به حمد آویختی در رکوعت می به ساغر ریختی
قبله ی تو عشق و مستی قتلگاه این مشایخ قبله هاشان بر گناه
گویمت از هفت رنگان مو به مو خرقه پوشان دغل کار دورو
سجده بر پست و ریاست می کنیم با خدا هم ما سیاست می کنیم
کو نشانی که شما اهل دلید جملگی تان بر نماز باطلید
می چکد شک بر سر سجاده ها وای از روزی که افتد پرده ها
ما خدایان زیادی ساختیم مال مردم را به خود پرداختیم
شیر حق برخیز وقت کار شد بر سر نی رفتنت انکار شد
کاخ ها گردیده مسجد، سرفراز صد رکعت تزویر دارد هر نماز
سجده درمسجدحسینا مشکل است این بنا از دل نباشد از گل است
این خزان با مال مردم زنده اند جملگی اندر نماز و سجده اند
دم ز راه و رسم سلمان می زنیم لاف اسلام و مسلمان می زنیم
کاشکی از نسل سلمان می شدیم لحظه ای یک دم مسلمان می شدیم
سابولی...مرسی که سر زدی...از مسافرت اومدم خستم برم بخوابم بای(خداحافظ)
چرا اینجوری می نویسی ؟ پرسپولیسی بنویس یه کم بخندیم !!
سلام . خوبی وبلاگه با حالی داری . با تبادل بوگو موافقی ؟ اگه هستی یه ندا بده . تا بعد یا علی داش علی رضا........