ابری نیست بادی نیست می نشینم لب حوض، گردش ماهی ها، روشنی، من، گل، آب پاکی خوشه ی زیست.
مادرم ریحان می چیند. نان و ریحان و پنیر، آسمان بی ابر، اطلسی هایی تر.
رستگاری نزدیک، لای گل های حیاط.
نور در کاسه ی مس، چه نوازش ها می ریزد! نردبان از سر دیوار بلند، صبح را روی زمین می آرد. پشت لبخندی پنهان هرچیز،روزنی دارد دیوار زمان، که ازآن، چهره ی من پیداست.
چیزهایی هست که نمی دانم.می دانم، سبزه ای را بکنم خواهد مرد.
می روم بالا تا اوج. من پر از بال و پرم.راه می بینم در ظلمت، من پر از فانوسم.
من پر از نورم و شن و پر از دار و درخت. پرم از راه. از پل، از رود، از موج.
پرم از سایه ی برگی در آب،
چه درونم تنهاست.
ادامه...
ظاهرا اینبار دندش توی تمرینای پرسپولیس مشکل پیداکرده.... البته از من نشنیده بگیرید.....ممکن واسه خاطر بازی نکردن توی تیم برانکو در مقابل نیوزیلند این شایعه رو درست کرده باشه....البته امیدوارم که اینطور نباشه..............
اسفندیار
پنجشنبه 10 مهرماه سال 1382 ساعت 11:07 ق.ظ
سلام اسی ... آقا این آی دی یاهو ت رو بده بینیم یه کم گپ بزنیم !! ... یه ایمیل بزن بهم ... خیلی قرمزته ..
اِ..! این بالایی اینجا چیکار میکنه؟ آشناست ظاهرا!D:
مهرگان شما هم مبارک ... نمیگم نه نگاه هم میکنم ... ممنون
این استقلالی ها هم که باختن ماکلی کیف کردیم اینم مبارکه
بنده هم قرمزته!D:
تا بعد
ممنون از محبتت...........
مبارکه!!
برتو هم مبارک
این علی دائی chand دندست ؟؟؟؟ ((:
به تعداد گلهائی که تو بازی دربی به شما سوراخا قراره بزنه...