ابری نیست بادی نیست می نشینم لب حوض، گردش ماهی ها، روشنی، من، گل، آب پاکی خوشه ی زیست.
مادرم ریحان می چیند. نان و ریحان و پنیر، آسمان بی ابر، اطلسی هایی تر.
رستگاری نزدیک، لای گل های حیاط.
نور در کاسه ی مس، چه نوازش ها می ریزد! نردبان از سر دیوار بلند، صبح را روی زمین می آرد. پشت لبخندی پنهان هرچیز،روزنی دارد دیوار زمان، که ازآن، چهره ی من پیداست.
چیزهایی هست که نمی دانم.می دانم، سبزه ای را بکنم خواهد مرد.
می روم بالا تا اوج. من پر از بال و پرم.راه می بینم در ظلمت، من پر از فانوسم.
من پر از نورم و شن و پر از دار و درخت. پرم از راه. از پل، از رود، از موج.
پرم از سایه ی برگی در آب،
چه درونم تنهاست.
ادامه...
تازه کجای کاری. استقلال تو جام حذفی با همین تیم بهزیستی مریوان بازی داره و مریوانیا گفتن که ما از همین الان منتظرشون هستیم تا پدرشونو در بیاریم. شاید استقلال از جام حذفی سر همین موضوع کنار بکشه یا با جوانانش بره.
فوق العاده قشنگ و فوق العاده تر ترسناک
تازه کجای کاری. استقلال تو جام حذفی با همین تیم بهزیستی مریوان بازی داره و مریوانیا گفتن که ما از همین الان منتظرشون هستیم تا پدرشونو در بیاریم. شاید استقلال از جام حذفی سر همین موضوع کنار بکشه یا با جوانانش بره.
با اون تیتر وبلاگت مخالفم اما فیلم دیگران عالی بود.
فکر میکنم هم نیکول خوب بود و هم فیلمش.البته فیلمش یه کم بیشتر از خوب بود..................تقریبا عالی
شاد زیوی و دیر زیوی ایدون باد